در شهر بازی گرانالوند سوئد، یک وسیله بازی قرار دارد که شاید سازنده یا سازندگانش منظور خاصی از طراحی آن نداشته اند اما می توان معنایی از آن برگرفت...
بازی از این قرار است که پس از آنکه داوطلبان در کابینهای تک نفره در کنار هم نشستند، آنها را تا ارتفاعی حدود صد متر بالا می برند بطوریکه تمام شهر در زیر پایشان قرار می گیرد و از آن بالا چند دقیقه ای پایین را می نگرند و آنگاه در حالی که سخت مشغول تماشا هستند، به سمت پایین رهایشان می کنند.در پایان هم کلاهکهایی هرمی شکل آرام آرام پایین می آیند و بر سر کابینها می نشینند...
این وسیله برایم یاد آور سیستم قدرت در دنیای مادی است که گروهی داوطلب جلب آن می شوند و از باده قدرت اوج می گیرند و چنان غرق در لذت و غرور آن می گردند که همه کس و همه چیز را زیر پای خود می بینند و چه بسا ادعای خدایی هم بکنند اما بی خبر از اینکه در یک لحظه غافلگیر کننده به همان ترتیب که اوج گرفته بودند چنان سقوطی می کنند که شاید از شوک آن حتی به خاطر نیاورند که آن بالا چه حالی داشتند...
و سرانجام سیستم هرمی قدرت از این عمل بر پا می ماند تا فریب خوردگان دیگری از راه برسند و بازی تکرار شود و آنها جان دوباره ای بگیرند.
و اینهمه از برای دنیای مادی فانی...
کاش کسی از یاد نبرد که مبارک نامی که جوانان انقلابی میهنش را همچون حیوانات در قفس می پنداشت، امروز چگونه خود در قفس گرفتار آمده است.
کاش دیگر کسی هوس بازی نکند و راضی نشود که هیزم آتش هرمی دیو جهان گردد تا ...غرش سرد آن دیگر کسی را نلرزاند